محمد تقي جعفري
120
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
ايجاد مىكنند ، از نظر كميت و كيفيت بقدرى متنوع و مختلف مىباشند كه شناخت همهء آن با آن سايه ، مانند شناخت همهء افراد انسانى با ميلياردها روابط و شئون فردى و اجتماعى با يك مفهوم انسان است كه سايهء بسيار ناقص و شبح بىنمودى بيش نيست . مخصوصاً اختلاف نمود عليت به افراد انسانى بسيار شگفت انگيز است ، چه بسا حوادثى كه مىتواند در موقعيت خاصى كه يك انسان به دست آورده است جنبهء عليت گرفته و وضع او را تغيير بدهد ، در صورتى كه همان حوادث بلكه نيرومندتر از آنها بالنسبه به انسان ديگر كوچكترين تأثيرى ندارد . اين مسئله را در شمارهء زير مطرح مىكنيم : 5 - وابستگى كيفيت جريان قانون عليت به موقعيت انسانى شمس باشد بر سببها مطلع هم ازو حبل سببها منقطع ( 1 ) آن كه بيرون از طبايع جان اوست منصب خرق سببها آنِ اوست بىسبب بيند نه از آب و گيا چشمه چشمه معجزات انبيا ( 2 ) رب همىگويد برو سوى سبب چون ز صنعم ياد كردى اى عجب گويدش زين پس تو را بينم همه ننگرم سوى سبب و ان دمدمه ( 3 ) چون دوم بار آدمى زاده بزاد پاى خود بر فرق علتها نهاد علت اولى نباشد دين او علت اخرى ندارد كين او ( 4 ) كه سببها نيست حاجت مر مرا آن سبب بهر حجاب است و غطا ( 5 ) ديدهاى بايد سبب سوراخ كن تا سبب را بر كند از بيخ و بن
--> ( 1 ) دفتر دوم ، ص 96 بيت 27 . . ( 2 ) دفتر دوم ، ص 107 بيت 40 و 42 . . ( 3 ) دفتر سوم ، ص 188 بيت 11 و 12 . . ( 4 ) دفتر سوم ، ص 194 بيت 49 و 50 . . ( 5 ) دفتر چهارم ، ص 273 بيت 48 . .